تخمین ضریب انتقال حرارت میان یک سطح غوطه ور و بسترسیال شده گاز – جامد

روایتی از جانباز گمنام صنعت حفاری سبزعلی چراغی: من به دنیا آمدم تا کار سخت حفاری را تجربه کنم
آبان ۳۰, ۱۳۹۶
تکنولوژی خارجی؛ برند ایرانی FLS اولین کارگاه تعمیر وتست ESP در ایران
آبان ۳۰, ۱۳۹۶

تخمین ضریب انتقال حرارت میان یک سطح غوطه ور و بسترسیال شده گاز – جامد

چکیده:

تخمین ضریب انتقال حرارت در واحد‌‌های بستر سیال شده[۱] یکی از فاکتورهای مهم طراحی است و به تخلخل بستر وابسته است. این امر مطالعه مدل‌های موجود جهت تخمین تخلخل بستر را برای محاسبه پارامترهای مهم ضروری می‌نماید. دراین پروژه، ترکیب دو مدلDavidson & Harrison [1] و valk [2]  visser&براساس رژیم جریانی حاکم بر بستر سیال شده در نواحی ذره‌ای و حیاتی مورد مطالعه قرار گرفته و برای تشخیص میان این دو ناحیه از معیارetal[3] Gibilaro استفاده شده‌است روش مذکور با نتایج آزمایشگاهی بسترهای سیال شده مقایسه شده و نتایج حاصله رضایت‌بخش بوده‌است. این روش به نوع سیستم گاز وابسته نبوده و برای هر نوع بستر سیال شده‌ای کاربرد دارد.

در این پروژه یک مدل جامع جدید جهت تخمین ضریب انتقال حرارت که اصلاح مدل Martin [4] است ارائه گردیده‌است. در این مدل در ناحیه جریان آرام, حرکت ذرات و تماس سیال با سطح انتقال حرارت تداخل داشته و ترکیب مؤلفه‌های انتقال حرارت براساس جزئی از سطح صورت می‌گیرد و ترکیب هر یک از این مؤلفه‌ها در آن جز مؤلفه‌ برتر می‌باشند. در ناحیه آشفته، حرکت ذرات و تماس گاز با سطح انتقال حرارت تداخلی نداشته و ترکیب مؤلفه‌ها به طور ساده انجام می‌گیرد.

این مدل اصلاح شده با نتایج آزمایشگاهی مقایسه شده و خطای متوسط حاصل در حدود ۵ درصد کمتر از خطای حاصل از مدل Martin است.

واژه‌های کلیدی:  ضریب انتقال حرارت، بستر سیال شده، سطح غوطه‌ور، تخلخل بستر، نواحی ذره‌ای و حبابی

 

The Estimation of Heat Transfer Coefficient in the Fluidized Bed Gas-Solid

Abstract:

The Estimation of Heat Transfer Coefficient in the Fluidized Bed Units is one of the Important Factors in Design purposes and it is Dependent on the bed porosity . It is Therefore Necessary to Investigate the important Models to Study the bed porosity.

In this project Combination of two Models of Davidson & Harrison (1) and Visser & Valk (2) on the Basis of Fluidized bed Flow Behaviour in the particle and the Bubble Regions has been Investigated and to Recognize the Region Between these two . the Gibilaro et al (3) Criterion has been Used.

This Method has been Tested with the Fluidized bed Experimental Values and the Results have been satisfactory. This Method is not dependent on the Gas System kind and can be Used for any Fluidizes bed system .

In this project a new comprehensive model for Estimation of Heat Transfer Coefficient which is the Modification of Martin model (4) has been Introduced in this Model in the laminar Region, the Movement of particles and the Contact of Fluid with the heat Transfer surface Interfere and the combination of heat transfer Components Takes place on the bases of Surface Fraction and the combination of each of these components will be in the prior component fraction. In the Agitated Region, The Movement of particles and the contact of gas with the heat Transfer surface does not have any Interference and the Combination of the components Take Place in a Simple Manner.

This Modified Model has been compared with the Experimental values and the Average Error has been %5 less than the Error Obtained by the Martin Method.

Keywords

Heat Transfer Coefficient, Fluidized bed, Floating Surface. Bed porosity, particle and Bubble Regions.

 

مقدمه:

 بسترهای سیال شده گاز جامد کاربرد زیادی در صنعت دارند  از جمله می توان به مواردی چون نیل به سرعت‌های بالا در انتقال جرم و حرارت، اختلاط مناسب و توزیع یکنواخت درجه حرارت در بستر اشاره نمود. اگرچه استفاده از تکنیک سیال شدن در صنعت در سال ۱۹۲۶ برای گازی کردن ذغال سنگ [۲]آغاز شد ولی از سال ۱۹۴۰ برای استفاده در راکتورهای بستر سیال جهت کراگینگ کاتالیستی نفت گسترده و معمول گردید از آن پس محققین زیادی جهت بهبود این فرآیند برای کاهش میزان هدر رفتن کاتالیست و کاربرد عملیات در سرعت‌های کم تلاش کردند.

در اواخر دهه ۱۹۴۰ راکتورهایی برای برشته کردن سنگ معدن از نوع بستر سیال مورد استفاده قرار گرفته و در دهه ۱۹۵۰ خنک کن‌های بستر سیال نیز بکار برده شدند. از آن پس از بسترهای سیال بعنوان محفظه احتراق نیز استفاده گردید. امروزه از بسترهای سیال شده گاز-جامد استفاده‌های زیادی بعمل می‌آید.

تئوری:

سیالیت بسترها به سرعت سیال، قطر ذره و دانسیته آن وابسته بوده و با افزایش تدریجی سرعت گاز، بستر از حالت مینیمم سیال شدن شروع به انبساط نموده و به صورت ذره‌ای و یا حبابی در می‌آید.

گروه های بی بعدFu معیاری برای انتقال از سیالیت ذره‌ای به سیالیت حبابی معرفی شده و به صورت زیر تعریف می‌گردد:

                                                                                                     (۱)

محدوده این پارامتر برای حالت سیالیت ذره‌ای O  Fu  و حالت سیالیت حبابی O  Fu  است. در اینجا Ue معیاری از سرعت نزدیک شدن ذرات به یکدیگر و معیاری از سرعت دور شدن ذرات از یکدیگر است. بر هر ذره در درون یک سیال نیروهایی چون وزن، شناوری و کشش نیز اعمال می‌گردد.

بیشتر مدل‌های ارائه شده برای بدست آوردن ضریب انتقال حرارت، وابستگی زیادی به تخلخل بستر دارند و تخمین صحیح آن منتهی به بهبود عملکرد این مدل‌ها می‌شود. یک معادله که پایه تئوری داشته براساس نظریه دو فازی بستر سیال شده Davidson & Harrison [1] است که بصورت دو ناحیه‌ای مدل می‌شود این دو ناحیه عبارتند از:

  • فاز ذره‌ای (با امولسیون) که دبی جریان برابر دبی جریان مورد نیاز در شروع سیال شدن بوده و در آن تخلخل مقدارثابتmf    است.
  • فاز حبابی که مقدار اضافی گاز سیال کننده از طریق آن عبور می‌کند.

 ضریب انتقال حرارت ممکن است به دو صورت کلی مطرح شود:

الف- ضریب انتقال حرارت میان ذرات جامد و گاز که از رابطه Kumii & Levemspiel [5] پیروی می‌نماید.

(۲)                                                                                                          Nugc =0.03Rep1.3

ب-  ضریب انتقال حرارت میان یک سطح غوطه ور و بستر سیال شده که ممکن است از مدل رفتار توده‌ای Mickley & Fairbanks [6] پیروی نموده و یا مدل رفتار ذره‌ای [۴] Matin را دنبال نماید. در مدل Mickley & Fairbanks با توجه به مقدار ضریب تخلخل (نسبت فضای خالی موجود برای عبور از میان بستر ذرات به حجم کلی بستر)که برای ذرات کروی در حدود ۴۱% و نیز مقدار ضریب تخلخل برای آرایش‌های مکعبی و منشور شش وجهی که به ترتیب ۴۷۵/۰ و ۳۹۵/۰ است چنین استنباط می‌شود که هر ذره در هر لحظه در تماس مستقیم با ۸ همسایه است و ذرات در همبسته‌هایی به سستی به یکدیگر قفل شده‌اند. سرعت لحظه‌ای انتقال حرارت به درون همبسته‌ها ممکن است از معادله زیر حاصل شود:

qm=    -۱٫۲(T1-T.)                                                                                  (۳)

در مدل ذره‌ای Martin با فرض ناچیز بودن مؤلفه انتقال حرارت تشعشعی در دمای معمولی ،ضریب انتقال حرارت کلی بصورت مجموع دو مؤلفه‌‌ ضریب انتقال حرارت ناشی از ذرات جامد و ضریب انتقال حرارت ناشی از گاز, میان سطح المان حرارتی و یک ذره تنها در نظر گرفته می‌شود.

(۴)                                                                   h=hP+hgc

برای بدست آوردن hgc می توان از رابطه Baskakov et al (7) براساس مقیاس میان انتقال جرم و حرارت استفاده نمود:

Nugc=hgc dp/kgc=0.009pr1.3 Ar 1.2                                                                            (۵)

در مدل Martin  فقط رفتار ذرات برای بدست آوردن ضریب انتقال حرارت از کنوکسیون ذرات در نظر گرفته می‌شود و شار انرژی منتقل شده از رابطه زیر حاصل می‌گردد.

(۶)                                                                                                       q=(1/6)(1- ) pCp p(T0-TB)

مدل Molerus (8-13) نیز برای تخمین ضریب انتقال حرارت مورد استفاده بوده و برای ذرات خیلی درشت و نیز خیلی ریز به یک حالت حد میل نموده و رفتار سیستم‌های دیگر بین این دو قرار می‌گیرد بدین صورت که در مورد ذرات ریز۱۰۲) (Ar< مؤلفه کنوکسیون ذرات جامد مکانیزم غالب است و در مورد ذرات درشت (۱۰۵‹A‹۱۰۸) مؤلفه کنوکسیون گاز مکانیزم غالب است.

با چنین رفتاری، Molerus دو رابطه زیر را برای ماکزیمم ضریب انتقال حرارت در دو محدوده مذکور، بدست آورد.

(۷)                                                                                                                   hmax Lt kgc=0.146 1/3    ۱۰۸  Ar   ۱۰۵

(۸)                                                                                                      hmax Lt/kgc = 0.09/(1+Kgr/Cgµ)

۲                                                                                                                              ۱۰  Ar

نتایج و بحث:

در تخمین ضریب تخلخل مشاهده می‌شود که رژیم جریانی سیالیت ذره‌ای و حبابی با یکدیگر متفاوتند. یک روش تلفیقی برای یافتن ضریب تخلخل بستر در این پروژه ارائه می‌شود. مقایسه مقادیر تجربی با مقادیر حاصل از مدلهای ]۴[ Martin و [۱۲] Molerus خطاهایی به ترتیب برابر ۲۳/۳۱ و ۲۳/۲۲ درصد را نشان می‌دهد ودر شکل‌های (۱) و (۲) پیوست نیز نمایان است.

با توجه به دقت معادلات در نواحی ذره‌ای و حبابی و نیز با استفاده از معیارهای ارائه شده توسط معادله  Gibilaro & Fascolo (3) چنین نتیجه‌گیری می‌شود که اگر Fu  باشد، برای تخمین ضریب تخلخل از رابطه:

(۹)                                                       =(U/Ut)1M

در اینجا                   n=Ln(Umf/Ut)/Ln  mf 

و در صورتیکه FU  باشد،برای تخمین ضریب تخلخل از رابطه:

(۱۰)                                            [۱+۰٫۷(Hmf/dB)1.2Fr1.3]-1  =۱-(۱-  mf)

استفاده می‌شود واین مستقل از نوع سیستم گاز است.

به منظور بررسی دقت روش فوق، نتایج داده‌های آزمایشگاهی مربوط به سیستم‌های هوا- ذرات پلی استایرن ،هوا-ذرات آلومینیم و .. برای تخمین ضریب تخلخل مورد بررسی قرار گرفت. بیشتر داده‌های تجربی در ناحیه سیالیت حبابی و تعداد کمتری در ناحیه سیالیت ذره‌ای قرار گرفتند. با استفاده از این روش خطایی معادل ۱/۶ درصد برای کل داده‌ها بدست آمد. این داده‌های تجربی برای برخی روابط دیگر نیز مورد سنجش قرار گرفت که نتایج حاصل از آنها نشان داده شده است]۱۴[.

در بررسی‌هایی که از نتایج حاصل از داده‌های آزمایشگاهی در این پروژه بعمل آمد، تغییرات ضریب انتقال حرارت بر حسب سرعت ظاهری (ورودی) گاز به صورت نتایج حاصل در شکل (۳) پیوست نمایان گشت. برخی از این داده‌ها تمام دامنه عملیات را پوشش می‌دهند و برخی دیگر تنها قسمتی از دامنه را می‌پوشانند. نتایج نشان می‌دهد که با افزایش سرعت ظاهری گاز، ضریب انتقال حرارت تا یک مقدار ماکزیمم افزایش یافته و سپس کاهش می‌یابد و پس از عبور از یک نقطه مینیمم، مجددا” افزایش می‌یابد.

این مشاهده بیانگر آن است که دو عامل مؤثر در انتقال حرارت در محدوده دامنه عملیاتی، مخالف یکدیگر عمل نموده و سبب بوجود آوردن نقاط ماکزیمم و مینیمم نسبی در ضریب انتقال حرارت می‌گردند.در شکل (۴) پارامتر FU که نمادی از آشفتگی در بستر است نشان داده شده است  و بیانگر آنست که مینیمم ضریب انتقال حرارت در جایی قرار می‌گیرد که FU کمترین مقدار عددی را داراست.

این مشاهده نشان می‌دهد که علت بوجود آمدن نقاط ماکزیمم و مینیمم آ‌‌ن‌است که با افزایش سرعت ظاهری گاز، هر دو مؤلفه کنوکسیون گاز و کنوکسیون ذرات جامد شروع به افزایش می‌نمایند. سپس سرعت گاز سبب کاهش مؤلفه کنوکسیون ذرات جامد شده و تا رسیدن به نقطه مینیمم ادامه می‌یابد. با افزایش سرعت گاز از نقطه مینیمم به بعد، اثرکنوکسیون ذرات جامد مقدار ثابتی داشته و به دلیل افزایش مؤلفه کنوکسیون گاز، ضریب انتقال حرارت کلی افزایش می‌یابد. افزایش ضریب انتقال حرارت از نقطه مینیمم به بعد در امتداد مجانبی صورت می‌گیرد که موازی امتداد افزایش ضریب انتقال حرارت آغازین سیال شدن است.

در این پروژه براساس مشاهدات، ناحیه عملکرد بستر سیال شده برای یافتن ضریب انتقال حرارت، به دو دسته به قرار زیر تقسیم شد:

ناحیه‌ای که در آن جریان آرام بوده و نقش کنوکسیون ذرات جامد در آن بسیار مهم است، این نقش را ممکن است پاره کردن لایه مرزی حرارتی و جابجایی حرارت و اختلاط در گاز سیال کننده دانست.

ناحیه‌ای که در آن جریان آشفته بوده و در آن مؤلفه کنوکسیون ذرات جامدپس از کاهش به یک مقدار نسبتا” ثابتی می‌رسد.

در ناحیه آرام فرکانس جابه جایی ذرات کم بوده و سطح هر ذره در زمان قابل ملاحظه‌ای در حال انتقال حرارت است و مانع تماس مستقیم گاز با سطح انتقال حرارت می‌شود. سطح انتقال حرارت در این ناحیه ناشی از دو مؤلفه کنوکسیون گاز و کنوکسیون ذرات جامد است.

qA= qgcAgc+qpAp                                                                                                                               (۱۱)

در اینجا        A=Agc+Ap   

در نهایت ضریب انتقال حرارت کل در ناحیه آرام خواهد شد.

h=hgc+1.5Af(I- )(hp-hgc)                                                                                                                       (۱۲)

Af با استفاده از نتایج تجربی بر حسب گروه‌های بی بعد بدست می‌آمد:

Af=0..7167Re 0.1746 [(U-Umf)/Umf]0.1561                                                                                                                                 (۱۳)

در ناحیه آشفته، زمان اقامت ذرات جامد نسبت به ناحیه آرام کوتاه‌تر بوده و در نتیجه گاز با ذره جامد به نسبت کمتری در تماس بوده و تأثیر پذیری کمتری خواهد داشت. لذا ترکیب مؤلفه‌های کنوکسیون گاز و ذرات جامد را می‌توان از معادله (۴) بدست آورد. در این معادله hp از رابطه پیشنهادی (۴) Martin که دیدی ذره‌ای بر مکانیزم انتقال حرارت دارد حاصل می‌گردد و hgc از رابطه Decker & Glicksmgh (14) بدست می‌آید.

(۱۴)                                       ۲۰۰۰     Nugc=0.05RePPr                  Rep

(۱۵)                                    ۲۰۰۰            Rep          pr1.3                                  Nugr=0.18Rep 0.8 

از مطالعه ارقام و اطلاعات تجربی در می‌یاببم که برای جریان آرام Rer   و برای جریان آرام- ناحیه انتقال  Rep  می‌باشد.

روش ارائه شده در این پروژه با اطلاعات و داده‌های آزمایشگاهی در غالب چند سوی مقایسه شد و خطای حاصل در حدود ۹۱/۱۷ درصد بود که در مقایسه با خطای مدل های Martin [4] و Molerus [12] که به ترتیب ۲۳/۳۱ درصد و ۲۳/۲۲ درصد است بهبودی را نشان می‌دهد. این نتیجه در شکل (۵) پیوست نشان داده شده‌است.

نتیجه گیری:

  • در تخمین ضریب انتقال حرارت بین یک سطح غوطه ور و بستر سیال شده گاز جامد، محاسبه تخلخل از اهمیت برخوردار است.
  • در محاسبه ضریب تخلخل بستر می‌توان از یک روش ترکیبی استفاده نمود. دراین روش در نواحی ذره‌ای و حبابی به ترتیب از معاملات Visser Valk (2) و Danidson & Hamson(1)  استفاده می‌شود و مرز بین این دو از معیار Gibilaro & Foscolo (3) بدست می‌آید.
  • برای بدست آوردن ضریب انتقال حرارت ، ناحیه عملکرد و بستر به دو ناحیه آرام و آشفته تقسیم می‌شود.
  • در محاسبه ضریب انتقال حرارت ناحیه آرام، بدلیل تداخل تماس ذرات جامد و گاز با سطح انتقال حرارت ، ترکیب مؤلفه‌های انتقال حرارت با توجه به جزیی از سطح انتقال حرارت که متأثر از حضور آنست انجام می‌گیرد.
  • در ناحیه آشفته، ترکیب مؤلفه‌های انتقال حرارت به طور ساده صورت می‌گیرد.

علائم و نشانه ها

A سطح انتقال حرارت کل

Af جزیی از تصویر سطح یک ذره جامد بر روی سطح انتقال حرارت

Agc جزیی از سطح انتقال حرارت کل که در آن مکانیزم برتر،کنوکسیون گاز است.

Am سطح تماس همبسته با دیواره

Ap سطح تصویر یک ذره جامد بر روی سطح انتقال حرارت

Apw جزیی از سطح انتقال حرارت کل که در آن مکانیزم برت، کنوکسیون ذرات جامد است

Cg ظرفیت گرمایی گاز

Cm ظرفیت گرمایی همبسته

Cp ظرفیت گرمایی ذره جامد

Db قطر بستر

dp قطر ذره جامد

g شتاب ثقل

h ضریب انتقال حرارت کلی

hgc ضریب انتقال حرارت ناشی از گاز

hp ضریب انتقال حرارت ناشی از ذرات جامد

Hwp ضریب انتقال حرارت میان سطح آلمان حرارتی و یک ذره تنها

Hmf طول بستر در شرایط مینیمم سیال شدن

Kgc ضریب هدایت حرارتی گاز

Km ضریب هدایت حرارتی همبسته

n تعداد ذرات در تماس با سطح جامد

Lt طول مشخصه

qm سرعت لحظه‌ای انتقال حرارت به درون همبسته‌ها

q شار حرارتی کل

qgc شار حرارتی ناشی از کنوکسیون گاز

To دمای توده سیال

qp شار حرارتی ناشی از کنوکسیون ذرات جامد

To دمای توده سیال

T1 دمای سطح انتقال حرارت

TB دمای سیال در نقطه حضور حباب

t c زمان تماس ذره جامد

U سرعت ظاهری (ورودی گاز)

Ue سرعت موج الاستیک [۳٫۲gd (1- )( p– )/ p)

U  سرعت انتشار تخلخل nut(I- )  n-1

Umb سرعت ظاهری گاز در نقطه حضور حباب

Umf سرعت ظاهری گاز در نقطه مینیمم سیال شدن

UP سرعت متوسط ذرات جامد

Ut سرعت حد (سقوط آزاد) یک ذره جامد

Vp حجم تصویر یک ذره جامد بر روی سطح انتقال حرارت

علائم لاتین

 دانسیته سیال

 m دانسیته همبسته

 p دانسیته ذرات جامد

µ ویسکوزیته دینامیکی سیال

p ضریب تطبیق ذره جامد

[I-exp(-hwpApw tc/  pCpVp)]

 زمان اقامت متوسط همبسته‌ها

 ضریب تخلخل

 mb ضریب تخلخل در نقطه حضور حباب

 mi ضریب تخلخل در نقطه مینیمم سیال شدن

گروه‌های بی بعد

Ar عدد ارشمیدس]  ۲µ [  gd3p(  –  p)/

Fr عدد فرد اصلاح شده ‍‍‍‍‍‍ umf)2/gHmf] u- ‍[(

          Nugc   عدد ناست گاز [hgr dp/Kgc]

Pr عدد پرانتل گاز /Kgr]µ ‍[Cp

Rep عدد رینولدز ذرات جامد ]µ/   [  udp

مراجع :

  • Davidson . J.F. and Harrison. D. Fluidized particles. Academic press New York ,1971
  • Visser .g. and valk ,m. Int. j. Hear mass transfer Vol. 36 No 3 PP. 627 ,1993
  • Gibilaro . L.G.Hossain .I. and Foscolo .P.U., Cherm .Eng. Vol 64,pp.931.1986
  • Martin H., Chem. Eng. proc. Vol .18pp. 157.1984
  • Kunii, D. and Levenspiel., O.Fluidization Engineeing. John wiley & sons ,1969
  • Mickley, H.s. and Fairbanks,  f.,  A.I.CH.E.J., VOL .1 NO. 3 pp.374 ,1995
  • Baskakov,A.P. and Suprun, V.M., Int, Chem. Eng., Vol 12,No. 2,pp. 324 ,1972
  • Molerus, O. and Scheuring   Chem. Eng. Tech., partII, pp. 126, 1988
  • Molerus, O .and Matmann ,W.Chem .Eng. Tech., No 15, pp.240, 1992
  • Molerus, O.and Mattmann, W. Powder Tech . part No 70.pp.1.1992
  • Molerus, O.and Marmann w., powder tech. part II ,No 70.pp.15.1992
  • Mollerus, O.Burschka ,A. and Dietz ,S., Chem..Eng. sci., part II .vol 50.No 5.pp, 870.1995
  • Molerus O. Burschka .A. and Dietz,S. ,Chem.. Eng .sci., part II,Vol .50 No, 5, pp. 879.1995
  • Decker, N. and Glicksman, R., Int,  J, Head Mass Transfer, Vol .26.No.9.pp.1307.1983

[۱] – fluidized Bed Units

[۲] – Gasification

کیوان طریقتی،کارشناس ارشد مهندسی شیمی ،k_tarighati@yahoo.com

تهران، شرکت ملی نفت ایران، معاونت نظارت بر تولید گاز

 

 

گردآوری کننده:

۱٫. Keivan Trighati-MSc graduated in process engineering , supervision of oil and gas production in NIOC Address: Tehran, Hafez ave, after Taleghani street, 4th central department of National Iranian oil company, 6th floor, management of  supervision on oil and gas production, phone NO 09122395211 and 02188895096

 مشخصات کلی : کیوان طریقتی، کارشناسی ارشد مهندسی شیمی، مدیریت نظارت بر تولید گاز شرکت ملی نفت ایران،شماره پرسنلی ۵۴۱۸۰۷ ، تهران،خ.حافظ، بالاتراز خ.طالقانی،نبش خ. رودسر، ساختمان مرکزی چهارم شرکت ملی نفت، طبقه ششم، مدیریت نظارت بر تولید شرکت ملی نفت، معاونت نظارت بر تولید گاز تلفن تماس: ۰۲۱۸۸۸۹۵۰۹۶ و ۰۹۱۲۲۳۹۵۲۱۱ ، ایمیل  k_tarigati@yahoo.com

خلاصه سوابق کاری: عضو گروه راه‌اندازی و رئیس واحد فرآیند واحد پلی اتیلن پتروشیمی تندگویان، ناظر بر پروژه سکوی ایران-امیرکبیر، مدرس تجهیزات ثابت و دوار در سطح وزارت نفت، رئیس نظارت بر برنامه‌ریزی و اجرای تعمیرات تاسیسات شرکت ملی نفت، معاون نظارت بر تولید میادین گازی تحت سرپرستی شرکت ملی نفت

خلاصه سوابق تحصیلی: اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی شیمی در سال۱۳۷۷ از دانشگاه صنعتی اصفهان و اخذ مدرک اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی شیمی در سال۱۳۸۱ از دانشگاه آزاد ماهشهر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *