چهار شاخص کلیدی در بهره وری عملکرد ملی حفاری

خصوصی سازی ملی حفاری ضرورت یا تکلیف؟
دی ۱۷, ۱۳۹۶
معضلی بنام نیروی انسانی مازاد در ستاد
دی ۱۷, ۱۳۹۶

چهار شاخص کلیدی در بهره وری عملکرد ملی حفاری

صنعت حفاری به صورت فشرده، دو بعد مهم دارد: انسان(Man) و ابزار(Tools). از آن جایی که حفاری، عملیاتی تحت الارضی است و انسان نمی‌تواند به زیر زمین، دسترسی مستقیم داشته باشد، نقش ابزار حتی مهم تر از نقش انسان است. حال، بر مبنای شواهد و داده‌های کلان در اختیار، به بررسی کیفی شاخص‌های کلیدی بهره‌وری می‌پردازیم:

 

شاخص کارایی:

 این شاخص به بهبود در روش های انجام کار نسبت به حالت ایده آل آن اشاره دارد. شاخصی است ناظر بر ابزار و منابع ورودی و مقایسه آن با بهترین حالت.

کارایی انسانی این شرکت با برخورداری از نیروی عملیاتی ماهر و آموزش دیده و بر مبنای داده های تاریخی ثبت شده از اجرای عملیات های حفاری، در وضعیت مناسبی قرار دارد هر چند توسعه شایستگی های محوری آنان، امری الزامی و دائمی است.

اما کارایی تجهیزاتی آن به دلیل محدودیت در تامین دستگاه‌ها و تجهیزات حفاری از منابع کلاس برتر جهانی و عمدتا آمریکایی به دلایل سیاسی، در وضعیت مناسبی نسبت به شرکت‌های پیمانکار بین‌المللی به سر نمی‌برد. محرومیت از کالاهای انحصاری درجه اول شرکت‌های آمریکایی به عنوان یک متغیر غیر قابل کنترل، این شرکت را وادار به خرید تجهیزات عمدتا چینی و محصولات مهندسی معکوس ساخت داخل کرده است. هرچند گستره وسیع قطعات و تهیزات حفاری با بیش از ۱۲۰ هزار قطعه و تجهیز حفاری، عمومی و یدکی و شکاف زیاد در سطوح بلوغ فناوری در صنعت حفاری در قیاس با کشورهایی چون چین و با فاصله بیشتر در قیاس با ایران، این محرومیت را در شرایط فعلی، جبران ناپذیر کرده است.

قابلیت اطمینان( عمر مفید کاری بدون نیاز به تعمیرات) پایین کالاهای چینی و ایرانی سبب افزایش هزینه‌ها ناشی از  خریدهای مکرر و بروز انتظارات حفاری(عدم النفع‌ها) این شرکت شده است.

 

شاخص اثربخشی:

 این شاخص، میزان دستیابی به اهداف مطلوب را اندازه گیری میکند.شاخصی است ناظر بر هدف و نتیجه(خروجی).

کارایی تجهیزاتی و فناوری پایین این شرکت، به صورت خودکار سبب کاهش اثربخشی فعالیت‌های حفاری در بسیاری از موارد می‌شود. امری که تحت عنوان ضربه زدن به مخزن با شیوه‌های حفاری موجود در این شرکت، از آن یاد می شود.

 

شاخص بهنگامی(Time Line):

این شاخص، نسبت عدم تاخیر و وقفه ها را در اجرای پروژه ها پایش می کند. معادل وارون این شاخص در صنعت حفاری، انتظارات(Waiting) حفاری است و مراد از آن، هرگونه توقف در اجرای عملیات ناشی از فعل کارفرما یا پیمانکار حفاری است. هرگونه خطای انسانی، مهندسی،خرابی تجهیزات یا عدم تامین به موقع کالا و مواد و تجهیزات که باعث توقف عملیات یا آسیب رساندن به چاه یا مخزن شود، در شمار این انتظارات قرار دارند. عملیات حفاری، عملیاتی ۲۴ ساعته است و بروز هر گونه انتظار ناشی از فعل پیمانکار در سیستم نرخ روزانه با واحد زمان محاسبه و معادل آن از صورتحساب پیمانکار حفاری کسر خواهد شد. به بیان ساده، زمان در صنعت حفاری همان پول است و انتظارات حفاری همان فرصت های از دست رفته (عدم النفع‌ها‌) هستند.

در پروژه های کلید در دست (EPC ) تمامی مسئولیت های اجرایی کارفرما به پیمانکار منتقل می شود و بروز انتظار در این پروژه ها، در صورت عدم مدیریت منجر به تاخیر در اجرای فرآیندهای پروژه  و با توجه به ارزش مالی ثابت و تعیین شده این قراردادها باعث کاهش حاشیه سود پروژه خواهد شد. سیستم پادا ش و تنبیه در این مدل قراردادی نیز تعبیه شده است که بر مبنای آن، در صورت تحویل پروژه مطابق انتظارات کارفرما در دوره زمانی کمتر یا بیشتر از دامنه زمانی قرارداد، پیمانکار مشمول پاداش ها یا جریمه هایی متناسب قرار گیرد.

این مدل قراردادی و مدل قراردادی جدید توسعه یافته بیع متقابل(EPCF) در واقع، عبور از سیستم روزمزدی به سیستم کارمزدی است و بنابراین، هر گونه صرفه‌جویی در منابع اعم از مالی، نیروی انسانی، تجهیزاتی، خدماتی و زمانی و مدیریت ریسک های پروژه باعث افزایش حاشیه سود پروژه خواهد شد.

سرعت حفاری در ایران در مقایسه با کلاس برتر جهانی، حکایت از یک شکاف وحشتناک دارد که سبب بروز تاخیر در اختتام پروژه های حفاری و ایجاد خسارت ملی می‌شود.

این انتظارات، مشابه یک کوه یخ در میان آب دریا دو وجه دارند: وجه اول آن، انتظارات آشکار است که در حکم قله یخ بیرون مانده از آب قرار دارد و عمدتا ناشی از بروز تعمیرات یا عدم تامین به موقع کالا و مواد و خدمات فنی و مهندسی و پشتیبانی مورد نیاز استمرار عملیات است. انتظارات آشکار ما بیش از ۵ برابر متوسط جهانی تنها بخش خشکی است. اما وجه دوم آن، انتظارات پنهان است که در حکم پیکر عظیم زیر آب مانده کوه یخ می باشد و منظور از آن، عمدتا پایین بودن فاحش نرخ نفوذ حفاری در مقایسه با کلاس برتر جهانی است. نرخ نفوذ حفاری(ROP) به بیان ساده عبارت است از میزان پیشروی مته در سازندهای مختلف بر حسب متر بر ساعت. عوامل موثر بر نرخ نفوذ حفاری به دو دسته عوامل فناورانه و زمین شناختی قابل تفکیک است. عوامل فناورانه به دو بخش فناوری های فرآیندی و فناوری های محصول قابل تقسیم بندی است. بخش مهندسی و فناوری های فرآیندی شامل طراحی و برنامه‌ریزی حفاری در زمینه هایی چون انتخاب مناسب مته و نوع سیال و خدمات فنی مورد نیاز سازندهای مختلف و استفاده از نرم افزارهای تخصصی و آنالیز به موقع داده‌ها برای بهبود عملیات در جریان است.

اما بخش دوم که بیشترین سهم را در نرخ نفوذ حفاری دارند به بخش فناوری های محصول برمی گردد. بالاترین سطح فناوری مته‌های حفاری به عنوان مهم ترین کالای صنعت حفاری در انحصار چند شرکت آمریکایی معدود چون Backer، Smith،DDS و Reed  است که به دلایل سیاسی، در اختیار ما قرار نمی‌دهند. مصرف این کالای استراتژیک معادل ۵ درصد هزینه‌های حفاری چاه با قیمت‌های کنونی، برآورد می شود.

جنس و کیفیت مواد شیمیایی مورد نیاز ساخت سیال حفاری، رشته تکمیلی، تاج چاه، جداری ها و عدم دسترسی به فناوری های نوینی چون سنجش از دور(RSS)‌، نمودارگیری  ضمن حفاری(LWD)، نمودارگیری XPT  و MDT  از دیگر عوامل موثر بر نرخ نفوذ حفاری است. عدم دسترسی به چنین فناوری هایی در این شرکت، در شمار عوامل بحرانی موفقیت(CSF) در پروژه‌ها قرار دارد که باعث کاهش حاشیه سود و حتی ضرردهی پروژه‌های حفاری در این شرکت، شده است.

دومین دسته از عوامل موثر بر نرخ نفوذ، عوامل زمین شناختی است. زمین شناسی، دانشی است بومی؛ بدین معنا که سازندهای موجود در هر منطقه و لایه بندی آن و دیگر مختصات آن، در اکثر موارد،  مختص به همان منطقه جغرافیایی است و به این دلیل، یک عامل غیر قابل کنترل به شمار می رود. پیچیدگی رفتار سازندهای زمین شناسی ایران، در شمار عوامل موثر بر کمتر بودن نرخ نفوذ حفاری در مقایسه با منطقه خاورمیانه است.

البته از نقش نیروی انسانی عملیاتی در قسمت انتظارات پنهان هم نمی توان گذشت. سرعت عمل گروه حفاری در بالا و پایین کردن(Trip ) و راندن جداری و انجام اتصالات و اعمال وزن متناسب بر مته از جمله اجزای این عامل است. در ظاهر، دستگاه حفاری در حال کار است ولی در مقایسه با متوسط جهانی، انتظار پنهانی در حال رخ دادن است. شایان ذکر است که چشم انداز صنعت حفاری بر استفاده از ربات حفار متمرکز است.

به طور کلی، یک دستگاه حفاری خشکی در ایران به صورت متعارف، سالانه بین ۴۵۰۰ متر تا ۶۵۰۰ متر حفاری می کند.در حالی که سرعت حفاری دستگاه های آمریکایی تا ۱۰ برابر متوسط ایران هم، گزارش شده است. مهم ترین عامل این شکاف به همین نرخ نفوذ حفاری مربوط می شود. نرخ نفوذ حفاری نسبت به ده سال پیش، در روندی نزولی از ۲۵ متر روزانه به ۱۸ متر روزانه کاهش یافته است که نیاز به بررسی کارشناسی دارد.

شاخص بهره وری:

این شاخص، نسبت خروجی محصول را در مقایسه با منابع واقعی در اختیار می سنجد. به بیان ساده، بدین معنی است که با داشته هایمان به چه دستاوردهایی رسیده‌ایم؟

الف) بهرهوری نیروی انسانی: صورت کسر بهره‌وری(ستاده‌ها) این شرکت عدد مناسبی در مقیاس توانمندی‌های صنعتی ایران است هرچند قابل بهبود جدی است. اما مخرج کسر بهره وری (داده ها و منابع انسانی و تجهیزاتی) این شرکت عددی بسیار بزرگ است که شاخص بهره‌وری این شرکت را به سوی اعدادی بسیار کوچک، شیفت داده است. به بیان ساده، واحد نیروی کار آن از واحد کار واقعی آن، بسیار بیشتر است.

 

ب) بهره وری تجهیزاتی: این بهره وری در روندی مدام،  رو به افت است.  به عنوان مثال ،نرخ اشتغال به کار واقعی تجهیزات خدمات فنی و ویژه حفاری این شرکت معادل حداکثر ۸ روز در ماه برآورد می شود.

این امر، به نظر دلایل مدیریتی دارد.یکی از این دلایل، فقدان نگاه آینده نگرانه در خصوص بازار حفاری و خرید تجهیزات بر اساس ثابت فرض کردن فضای کسب و کار در شرایط تحریمی و نفت بیش از ۱۰۰ دلاری و بدون در نظرگرفتن عدم قطعیت ها و ریسک های آتی کسب و کار حفاری  است که اکنون آثار خود را به شکل بیکاری دستگاه ها و تجهیزات حفاری نشان می دهد. دیگر دلیل این بهره وری پایین به کارایی و کیفیت پایین تر برخی تجهیزات این شرکت در مقایسه با رقبای داخلی اش است که باعث عدم تمایل کارفرمایان به استفاده از آن ها می‌شود.

شرایط و محدودیت های نسبتا یکسان رقبای داخلی بازار حفاری ایران برای خرید، کیفیت فرآیندهای مهندسی و بازرسی کالا و انتخاب سازندگان را در این شرکت، با علامت سوال جدی مواجه می کند.

دیگر دلیل کاهش نرخ به کارگیری این تجهیزات به بازنده شدن بیشتر این شرکت در برخی مناقصات خدمات حفاری بر می‌گردد که می تواند ناشی از فقدان نظام هزینه یابی خدمات (قیمت تمام شده) در این شرکت باشد. ارائه نرخ خدمات در مناقصات  بر اساس قضاوت‌های شهودی و تجربی در سطوح ارشد این شرکت صورت می‌گیرد. البته کمبود شدید نقدینگی، این شرکت را به دامپینگ قیمتی (ارائه نرخ به ارزش کمتر از کف بازار) در برخی موارد وادار کرده است.

 

ج) بهره وری سرمایه: بهره وری سرمایه این شرکت هم، چند سالی است که به علت زیان ده شدن شرکت، منفی شده است. فقدان حاکمیت موثر نگاه بنگاهداری اقتصادی و آنالیز درآمد- هزینه در اتخاذ تصمیمات و جهت گیری ها و در مقابل، نگاه صرف اجتماعی و اشتغال زا ناشی از اعتقاد به دولتی ماندن این شرکت، مهم ترین علت این نابهره وری است. این عدد منفی در ضریبی فزاینده و به صورت سالانه، بزرگ  و بزرگ تر خواهد گردید و علت آن، پیشی گرفتن رشد هزینه ها بر رشد احتمالی درآمدهاست. بیشترین سهم را در هزینه های کل، هزینه های انسانی به خود اختصاص داده است. برآورد می شود هم اکنون، هزینه های حقوق و دستمزد با نسبت تقریبی ۲ به ۱ نسبت به هزینه های تجهیزاتی و پشتیبانی در سبد هزینه‌های کل قرار دارد. مهم ترین علت این هزینه‌ها به نیروی انسانی رسمی این شرکت برمی‌گردد که تابع مقررات استخدامی و اداری صنعت نفت است. این نسبت البته، به خاطر شیب مثبت افزایش هزینه‌های انسانی نسبت به سایر هزینه ها، یک نسبت فزاینده است. در صورت تصمیم جدی بر خصوصی سازی این شرکت، بایست نسبت به انتقال بخش عمده ای از نیروی انسانی رسمی وحتی قرارداد مدت موقت به سایر شرکت های دولتی وزارت نفت در راستای کاهش هزینه ها  اقدام کرد. از آن جا که تصمیمات در خصوص جذب نیروی انسانی در سازمان‌های دولتی، تقریبا بازگشت ناپذیر است، تصمیم‌‌‌گیری درباره تورم نیروهای ستادی و خدماتی و تدبیر مناسب در این خصوص با ملاحظه همه عوامل فنی و اجتماعی،  پیش نیاز هر گونه اقدام برای خصوصی سازی این شرکت به شمار می‌رود.

البته بخشی از این بهره‌وری پایین به ساختار این صنعت هم مربوط می‌شود و همه شرکت‌های دکل‌دار حاضر در بازار ایران با فشار کاهش هزینه‌ها و زیان‌‌دهی مزمن مواجه‌اند.

بهره‌وری سرمایه در شرکت‌های نفتی دولتی هم در وضعیت چندان مناسبی به سر نمی‌برد ولی چون شرکت های تولید کننده بر اساس مقتضیات بازار فعالیت نمی‌کنند و خاطرجمع از دولتی ماندن،  هزینه‌های خود را از محل بودجه های دائم سالانه پوشش می‌دهند،  نابهره‌وری چه بسا بیشتر آن‌ها پنهان مانده است. هر چند مبنای انتخاب و ارزیابی مدیران نفت تاکنون، چندان بر مبنای شایستگی‌های حرفه ای و عملکرد بهره‌ور استوار نبوده است.

سلطه نگاه کمّی، اجتماعی و خریدگرا بر نگاه کیفی، حرفه‌ای و بهره‌ور‌گرا، عامل اساسی پایین آمدن بهره وری این شرکت در ابعاد گوناگون بوده است. تمرکز بر کاهش انتظارات پیدا و پنهان در عملیات می‌توانست باعث افزایش بهره وری این شرکت شود. به عنوان مثال،  بهبود ۱۰ درصدی در کاهش انتظارات حفاری، می‌تواند در شرایط ظرفیت فعال ۸۰ دستگاه حفاری فعلی به خلق ظرفیت مجازی ۸ دستگاه حفاری- بدون نیاز به خرید این تعداد- بیانجامد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *