کارکردهای سه گانه “پیوست فناوری” در قراردادهای نفتی

۶۵ سال فوران
دی ۱۷, ۱۳۹۶
مدل مفهومی پیوست فناوری در صنعت نفت
دی ۱۷, ۱۳۹۶

کارکردهای سه گانه “پیوست فناوری” در قراردادهای نفتی

آنچه به‌عنوان کارکردهای پیوست فناوری مطرح می‌شود درواقع کارکردهایی است که از یک قرارداد در راستای جذب و بومی‌سازی فناوری و همچنین توسعه فناوری در لبه دانش و استفاده از ظرفیت‌های داخلی فنی و دانشی انتظار می‌رود. اولین مفهومی که در توسعه فناوری در بخش نفت و گاز با تکیه بر قراردادهای نفتی به‌عنوان یک کارکرد کلیدی پیوست فناوری مورد تأکید قرار می‌گیرد استفاده از ظرفیت محلی یا Local Content می‌باشد. در گزارش بانک جهانی با عنوان “سیاست‌های  Local Content در بخش نفت و گاز” مجموعه سیاست‌های کشورهای مختلف در جهت توسعه صنعت نفت و گاز در بخش Local Content به دو بخش “تأمین تجهیزات/ خدمات/ تولیدات از داخل و ارتقای توانمندی تولید داخل” و”ارتقا توانمندی/ استفاده از نیروی انسانی داخلی” تقسیم می‌شود. از طرفی موفقیت در پروژه‌های نفت و گاز به عوامل دیگری نیز وابسته است که از آن جمله می‌توان به توانمندی مدیریت پروژه‌ها و افزایش ظرفیت تحقیق و توسعه اشاره نمود.

بررسی قراردادهای نفتی نمونه در کشورهای منتخب شامل برزیل، نروژ، چین، عراق، نیجریه، اندونزی، غنا، مالزی و آنگولا احکام مرتبط با مفهوم پیوست فناوری را در ۳ کارکرد کلیدی Local Content، افزایش توان مدیریتی، افزایش ظرفیت تحقیق و توسعه قابل‌تقسیم می‌نماید که در ادامه نمونه بندهای قراردادی مرتبط با هر کارکرد ارائه می‌شود (جدول یک).

جدول یک: نمونه‌ای از بندهای قراردادی با تکیه‌بر ابعاد توسعه فناوری در قراردادهای نفتی سایر کشورها

ابعاد پیوست فناوری در قراردادهای نفتی
Local Content افزایش توان مدیریتی افزایش ظرفیت تحقیق و توسعه
تأمین تجهیزات/ خدمات/ تولیدات از داخل ارتقا توانمندی/ استفاده از نیروی انسانی داخلی
چین: در طول مدت قرارداد پیمانکار موظف است اولویت استفاده از کالاها، تجهیزات و خدمات چینی را در مسیر انجام پروژه رعایت نماید. البته با این احتیاط که کالاهای چینی، تجهیزات و خدمات باید در مقایسه با همتایان بین‌المللی خود در قیمت، کیفیت و/یا عملکرد رقابتی باشند.

عراق: تأمین کارکنان موردنیاز برای عملیات نفت، اولویت با اتباع عراقی خواهد بود، با این نکته که اتباع عراقی می‌بایست مدارک تحصیلی و تجربه لازم را در این امر دارا باشند.

نیجریه: پیمانکار باید اولویت را کالاها یا خدماتی اختصاص دهد که به شکلی استاندارد در نیجریه تولید یا توسط افراد این کشور ارائه می‌شود.

آنگولا: تأمین‌کننده خصوصی یا دولتی ملی نسبت به تأمین‌کنندگان خارجی ارجحیت دارند اگر قیمت ارائه‌شده توسط آن‌ها بیش از ۱۰٪ بالاتر از تأمین‌کنندگان خارجی نباشد.

چین: شرکت ملی نفت فلات قاره چین باید حق انتصاب کارکنان برای پیوستن به اپراتور خارجی درزمینه ساخت طرح کلی و طرح‌های مهندسی برای انجام قرارداد نفتی را دارا باشد.

عراق: در طول مدت قرارداد سالانه حداقل مبلغ ۵ میلیون دلار آمریکا به آموزش، فناوری و بورس تحصیلی تخصیص داده و این مبلغ نباید به‌عنوان هزینه‌های نفتی بازیابی شود.

پیمانکار باید، در مشورت با شرکت نفت جنوب (طرف عراقی)، برنامه‌های آموزشی برای کارکنان در هر مرحله و سطح عملیات نفتی ازجمله موقعیت‌های مهارتی، فنی، اجرایی و مدیریتی اجرا نماید

نیجریه: درزمینه اشتغال پرسنل برای انجام عملیات نفتی در شرایطی مقرون‌به‌صرفه ازنظر هزینه و تولید اولویت با شهروندان نیجریه¬ای خواهد بود؛

اندونزی: استفاده از پرسنل خارج از کشور برای موقعیت‌های خاص و مناطقی که تجربه و تخصص کافی در پرسنل اندونزیایی وجود ندارد مجاز می‌باشد.

آنگولا: استفاده از نیروی انسانی غیربومی تنها درصورتی‌که هیچ پرسنل بومی واجد شرایطی برای انجام کار موردنیاز در دسترس نباشد میسر خواهد بود

چین: شرکت‌های خارجی که به دنبال سرمایه‌گذاری در اکتشاف و تولید در بخش بالادستی نفت (E&P) می‌باشند می‌بایست با یکی از شرکت‌های نفتی دولتی چین (شرکت‌های نفتی چین) همکاری داشته باشد.

عراق: طرفین باید یک کمیته مدیریت مشترک به‌منظور نظارت عمومی و کنترل عملیات نفت ایجاد نمایند.

نیجریه: پس از گذشت ده (۱۰) سال از تاریخ این قرارداد تعداد شهروندان نیجریه‌ای به کار گرفته‌شده توسط پیمانکار در ارتباط با عملیات نفتی در پست‌های مدیریتی، حرفه‌ای و نظارت باید حداقل به هفتادوپنج (۷۵٪) درصد تعداد کل افراد به کار گرفته‌شده توسط پیمانکار در آن موقعیت رسیده باشد. پیمانکار باید این اطمینان را حاصل کند که در ۱۵ و ۲۰ سال بعد از تاریخ این قرارداد، حداقل سطح تعداد کل شهروندان نیجریه‌ای در موقعیت‌های حرفه‌ای مدیریتی، نظارتی و دیگر درگیر در عملیات نفتی هشتاد (۸۰٪) و هشتادوپنج (۸۵٪) درصد؛ و تمام کارگران ماهر، نیمه ماهر و غیر ماهر به کار گرفته‌شده توسط پیمانکار شهروندان نیجریه‌ای هستند.

غنا: حداقل پنجاه‌درصد (۵۰٪) از کارکنان مدیریت در شروع فعالیت از اتباع کشور غنا بوده و این درصد باید به (۸۰٪) در عرض پنج (۵) سال پس از شروع فعالیت‌های نفتی افزایش یابد؛

برزیل: اپراتورها باید ۱٪ از درآمد ناخالص را در تحقیق و توسعه مرتبط با حوزه نفت و گاز سرمایه‌گذاری کند. تا ۰٫۵٪ از این سرمایه می‌تواند در امکانات پژوهشی صورت گرفته و مابقی آن باید معطوف به پژوهش‌های مالی که توسط دانشگاه‌های محلی و یا مؤسسات تحقیقاتی معتبر انجام‌شده است گردد.

نیجریه: پیمانکار باید نسبت به حفظ تمام داده‌های اصلی ناشی از عملیات نفتی ازجمله داده‌های زمین‌شناسی، ژئوفیزیک، مهندسی، تولید، عملیات، گزارش وضعیت و هرگونه اطلاعات دیگر اقدام کرده و شرکت ملی نفت در طول مدت این قرارداد اجازه دسترسی به‌تمامی این داده‌های اصلی را دارد.

نروژ: اپراتور موظف است حداقل ۵۰ درصد از R & D موردنیاز توسعه میدان را با همکاری طرف نروژی در کشور نروژ انجام دهد

مالزی: پیمانکاران موظف‌اند ۰٫۵٪ از مبلغ سهم سود نفتی خود را در زمینه‌های پژوهشی هزینه کنند.

با توجه به آنچه بیان شد با تکیه بر ادبیات توسعه فناوری در صنعت نفت و گاز و همچنین مطالعات تطبیقی مربوط به قراردادهای نفتی سایر کشورها می‌توان سه دسته کارکرد اصلی برای پیوست فناوری در صنعت نفت و گاز معرفی نمود که شامل مفهوم “Local Content” -که خود به دودسته کارکرد “تأمین تجهیزات/ خدمات/ تولیدات از داخل” و”ارتقا توانمندی/ استفاده از نیروی انسانی داخلی” تقسیم می‌شود-، “افزایش توان مدیریتی” و “افزایش ظرفیت تحقیق و توسعه” می‌باشد.

بازیگران صنعت نفت و گاز

با توجه به آنچه به‌عنوان کارکردهای کلیدی پیوست فناوری  معرفی شد می‌بایست بازیگران مرتبط با هر کارکرد نیز جهت ارائه مسئولیت و پیگیری و به تعبیری اجرایی سازی سیاست‌های مرتبط مشخص شود. در تقسیم بندی اولیه از بازیگران مرتبط با صنعت نفت و گاز و به تعبیری دیگر بازیگران درگیر در توسعه فناوری با تکیه بر قراردادهای نفتی در این صنعت می توان مدل زیر را در سه لایه سیاست گذاری، مدیریتی و اجرایی ترسیم نمود. در این مدل بازیگران فعال در قراردادهای نفتی برای هر دو طرف داخلی و خارجی نمایش داده شده است (شکل ۱).

شکل ۱: بازیگران فعال در پیوست فناوری

می‌توان بازیگران کلیدی را برای تحقق رویکردهای توسعه فناوری در قراردادهای نفتی را با تکیه بر کارکردهای معرفی شده در بخش قبل نیز دسته بندی نمود.

  • در زمینه Local Content شرکت‌های خدماتی (OSC) و همچنین شرکت‌های مهندسی، خرید و ساخت (EPC) موردنظر قرار می‌گیرند. توجه به ظرفیت‌های تولیدی و خدماتی و همچنین استفاده از قابلیت‌های نیروی انسانی با توجه به دسته‌بندی‌های صورت گرفته از رویکردهای کلیدی در موضوع Local Content محسوب می‌شود.
  • در زمینه افزایش توانمندی مدیریتی شرکت‌های E&P و همچنین شرکت ملی نفت ایران (NIOC) و وزارت نفت (MOP) می‌توانند به‌عنوان بازیگران کلیدی در زمینه جذب دانش مربوطه و ارائه توانمندی‌های خود در زمینه توسعه میادین ایفای نقش نمایند.
  • در زمینه تحقیق و توسعه و حرکت در لبه دانش و در جهت جذب دانش فناورانه نیز دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و همچنین شرکت‌های دانش‌بنیان (KBC’s) بازیگران کلیدی محسوب می‌شوند.

 در جدول شماره دو توزیع بازیگران در ۳ کارکرد کلیدی پیوست فناوری ارائه‌شده است. 


جدول شماره دو: بازیگران مرتبط با کارکردهای پیوست فناوری

 

 

 بخش‌های کلیدی
Local Content افزایش توان مدیریتی افزایش ظرفیت تحقیق و توسعه
تأمین تجهیزات/ خدمات/ تولیدات از داخل ارتقا توانمندی/ استفاده از نیروی انسانی داخلی
بازیگران Ø Local & international manufacturer

Ø Local & international EPC & OSC

Ø Local & international E&P

Ø Local & international EPC & OSC

Ø MOP

Ø NIOC

Ø Local & International E&P

Ø International university & R&D center

Ø Local university & R&D center & KBC

EPC: Engineering & procurement & construction Company

OSC: Oil Service Copmany

E&P: Exploration and Production Companies

KBC:Knowledge Base Company

MOP: Ministry Of Oil

NIOC: National Iranian Oil Company

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *