چهار متغیر تاثیر گذار بر آینده تقاضای انرژی

گاز طبیعی چگونه قیمت گذاری می شود؟
اسفند ۱۷, ۱۳۹۶
نگاهی به تجارت جهانی گاز طبیعی در سال ۲۰۱۵
اسفند ۱۷, ۱۳۹۶

چهار متغیر تاثیر گذار بر آینده تقاضای انرژی

در ادامه بررسی گزارش شرکت BP در خصوص چشم انداز انرژی جهان در سال ۲۰۳۵ مسائل کلیدی که روند  آینده­ی انرژی جهان را تحت تأثیر قرار می­دهند در این مطلب مورد بررسی قرار خواند گرفت. متغیر هایی که از آنها به عنوان پارامترهای تعیین کننده آینده انرژی جهانی نام برده می شود. این متغیرها را می توان به اختصار به صورت زیر بیان کرد:

  • خودروهای الکتریکی و افزایش آنها بر بازار انرژی
  • عرضه ی نفت و افزایش فراوانی آن با اکتشافات جدید
  • افزایش عرضه­ی LNG در بازار جهانی گاز
  • تغییر در چشم انداز انرژی کشور چین

خودروهای الکتریکی

پیش­بینی می شود که تعداد خودروهای موجود در جهان از ۹/۰ میلیارد خودرو در سال ۲۰۱۵ به تعداد ۸/۱ میلیارد خودرو در سال ۲۰۳۵ افزایش یابد. تقریباً همه­ی این افزایش در بازارهای نوظهور خواهد بود که دلیل آن افزایش زیرساخت­های جاده ای و افزایش درآمدها در این بازارها می باشد. تعداد خودروهای فعال در کشورهای غیر OECD تقریباً سه برابر خواهد شد و از ۴/۰ میلیارد خودرو در ۲۰۱۵ به ۲/۱ میلیارد خودرو در سال ۲۰۳۵ خواهد رسید.

تعداد خودروهای الکتریکی از ۲/۱ میلیون خودرو در سال ۲۰۱۵ به ۱۰۰ میلیون خودرو فعال در سال ۲۰۳۵ خواهد رسید که ۲۵ درصد این تعداد را خودروهای هیبریدی (مخلوطی از الکتریسیته و سوخت فسیلی) و ۷۵ درصد را خودروهای کاملاً برقی[۱] (BEVs) تشکیل می دهد.

اصلی­ترین محرک در افزایش نفوذ خودروهای الکتریکی افزایش سخت­گیری در استانداردهای اقتصادی سوخت می باشد. اما عوامل دیگری از جمله؛ شدت کاهش قیمت باطری خودروهای الکتریکی، میزان و دوام یارانه­ها و سیاست­های دولت­ها در قبال خودروهای الکتریکی، سرعت افزایش بازدهی خودروهای معمولی و غیرالکتریکی و از همه مهم­تر ذائقه­ی مصرف کننده­ها به سمت خودروهای الکتریکی می باشد. شکل ۱ به خوبی روند توضیح داده شده در بالا را ترسیم می کند.

شکل ۱: میزان رشد خودروهای الکتریکی تا سال ۲۰۳۵، بر اساس این چشم انداز انتظار می رود تا سال ۲۰۳۵ تعداد خودروهای الکتریکی تا ۱۰۰ میلیون خودرو افزایش یابد. پیش بینی می شود تا این سال هزینه های خودروهای الکتریکی و غیرالکتریکی به بازه ی سربه سری برسد.

در سال ۲۰۱۵ خودروها ۱۹ میلیون بشکه در روز از تقاضای سوخت را به خود اختصاص داده اند، چیزی حدود یک پنجم کل تقاضا برای سوخت­های فسیلی. اگر همه چیز را بدون تغییر در نظر بگیریم، افزایش دو برابری در تعداد خودروها باید منجر به افزایش دو برابری در تقاضای سوخت شود. اما در واقعیت اینطور نخواهد شد، زیرا  افزایش بازدهی و استاندارد خودروها مقدار ۱۷ میلیون بشکه از این افزایش قابل انتظار را کاهش می­دهد (۲۳ میلیون بشکه افزایش قابل انتظار است). بازدهی مصرف خودروها از مقدار ۱ گالن آمریکایی در هر ۳۰ مایل در سال ۲۰۱۵ به ۱ گالن در هر ۵۰ مایل در سال ۲۰۳۵ افزایش خواهد یافت.

همچنین انتظار می­رود که سهم ۱۰۰ میلیونی خودروهای الکتریکی در کاهش تقاضای سوخت مایع، ۲/۱ میلیون بشکه از افزایش تقاضا و سهم خودروهای گازسوز در کاهش تقاضا نیز ۲/۰ میلیون بشکه در روز باشد. در مجموع تقاضای کلی سوخت به مقدار ۲۳ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۳۵ خواهد رسید. در نهایت اینکه بخش حمل­و­نقل ۴ میلیون بشکه از افزایش تقاضا را به خود اختصاص می دهد، چیزی حدود یک چهارم کل افزایش در طول چشم انداز.

فراوانی نفت و تأثیر آن بر تقاضای انرژی

این تصور که ذخایر نفتی جهان روبه پایان است از اساس تفکری غیر­علمی و غیر­دقیق می باشد. میزان اکتشافات نفتی در ۳۵ سال گذشته به گونه­ای بوده است که به ازای هر یک بشکه تقاضا برای نفت بیش از دو بشکه نفت قابل استحصال اکتشاف شده است. میزان ذخایر فعلی نفت در جهان بیش از مقدار مورد نیاز تا سال ۲۰۵۰ می باشد. کل نفت قابل استحصال با تکنولوژی­های فعلی حدود ۶/۲ تریلیون بشکه می باشد که ۶۵% آن (یعنی حدود ۷/۱ تریلیون بشکه) در خاورمیانه، اتحاد جماهیر شوروی و آمریکای شمالی می باشد.

کل تقاضای نفت تا سال ۲۰۳۵ حدود ۷/۰ تریلیون بشکه تخمین زده می شود، این مقدار خیلی کمتر از نفت قابل استحصال در خاورمیانه می باشد. شکل ۲ روند اکتشافات نفتی جهان و مقدار پراکندگی درنواحی مختلف جهان را نشان می دهد.

شکل ۲: میزان ذخایر قابل استحصال با استفاده از تکنولوژی­های فنی فعلی و میزان تقاضای تجمعی تا سال ۲۰۳۵ و ۲۰۵۰٫ ملاحظه می شود تا سال ۲۰۳۵ میزان کل تقاضای جهانی حتی کمتر از ذخایر اثبات شده فعلی خاورمیانه می باشد. و همچنین تا سال ۲۰۵۰ تقاضای کلی جهانی اندکی بیشتر از ذخایر خاورمیانه است

.
این تغییر رفتار در عرضه می تواند به این صورت خود را نشان دهد که سهم خاورمیانه (اوپک)، روسیه و آمریکا از بازار نفت جهان از مقدار ۵۶% فعلی به میزان ۶۳% در سال ۲۰۳۵ خواهد رسید. بازه­ی تغییر در رفتار به چند پارامتر مهم بستگی دارد از جمله؛ ۱) هزینه و افزایش عرضه­ی تولیدکننده های با قیمت پایین در طول چشم انداز، ۲) مقدار عکس­العملی که قیمت ها به افزایش عرضه ی نفت های کم هزینه می دهند و تأثیری که این موضوع بر نفت های کم هزینه دارد، ۳) توانایی نفت های پر هزینه برای رقابت با استفاده از تغییر در سیاست­های مالیات ها.این فراوانی هیدروکربن ها در کنار کاهش بازار تقاضای نفت می تواند موتور محرکی برای تغییر رفتار در بازار عرضه ی جهانی این محصول شود. به صورت کلی پیش بینی می شود که منابع کم هزینه بتوانند با استفاده از این برتری رقابتی خود سهم بیشتری از بازار نفت جهان را به خود اختصاص دهند. بیشتر این منابع کم هزینه در میادین متعارفِ خشکی در خاورمیانه، روسیه و همچنین در منابع متعارف آمریکا قرار دارند.

رشد سریع LNG به رهبری ایالات متحده و استرالیا و تمرکز تقاضا بر آسیا

پیش بینی می شود که عرضه ی جهانی LNG افزایش یابد و این افزایش را کشورهای آمریکا (با ۱۹ میلیارد فوت مکعب در روز) و استرالیا (با میزان ۱۳ میلیارد فوت مکعب در روز) رهبری کنند (شکل ۳). تقریباً یک سوم این افزایش به دلیل تکمیل پروژه های فعلی در چهار ساله­ی نخست چشم انداز اتفاق خواهد افتاد و پس از یک آرامش کوتاه و جذب این موج اولیه، افزایش عرضه با شیب ملایمی ادامه خواهد یافت. این ریسک وجود دارد که موج دوم افزایش عرضه ی LNG کاهش یابد و یک دوره ی کوتاه کمبود در عرضه­ی LNG بوجود آید.

آسیا همچنان بزرگترین مقصد گاز خواهد بود. چین، هند و سایر کشورهای آسیایی تقاضای خود را برای LNG افزایش خواهند داد و این موضوع باعث بهبود بازار گاز و پیش­بینی رشدی سریعتر از نفت و ذغال سنگ برای گاز را برای هر کدام از این اقتصادها را محتمل می کند. همچنین اروپا برای جبران فاصله ی بین تقاضای بوجود آمده در بازار انرژی خود مجبور است که تقاضای LNG را افزایش دهد.

شکل ۳: روند تغییرات بازار جهانی عرضه و تقاضای LNG در طول چشم انداز.

اهمیت LNG اینجا خود را نشان می دهد که برخلاف خطوط لوله انتقال گاز، محموله­های LNG در می توان در واکنش به نوسانات بازار به هر سمتی تغییر مسیر داد. این موضوع به معنای تجمیع بازار گاز و انرژی خواهد بود. شکل ۴ سهم LNG در تبادلات آینده گاز را نشان می دهد. LNG تولیدی استرالیا در بازارهای آسیایی جذب خواهد شد اما در مورد بازار LNG تولیدی آمریکا تنوع بازارهای هدف خیلی بیشتر است و از آسیا، آمریکای جنوبی و مرکزی و اروپا را در بر می گیرد. این موضوع یعنی اینکه بازار عرضه ی LNG آمریکا نقش بسیار مهمی در قیمت جهانی گاز بازی می کند.افزایش تجارت LNG با رشدی معادل ۷ برابر خط لوله انتقال گاز رشد خواهد کرد به نحوی که سهم LNG در بازار گاز سال ۲۰۳۵ حدود نصف کل تجارت گاز خواهد بود (مقایسه شود با رقم فعلی که حدود ۳۲% است).

شکل ۴: چشم انداز آینده بازار LNG جهانی. استرالیا و آمریکا بزرگترین تولید کنندگان و به تبع آن بزرگترین صادر کنندگان LNG جهان را تشکیل می دهند و همچنان آسیا بزرگترین بازار واردات LNG جهان خواهد ماند. کشورهای چین و هند بیشترین بازارهای هدف برای واردات LNG خواهند بود.

تغییر در الگوی نیازهای انرژی کشور چینتوسعه یک بازار رقابتی و عمیق برای LNG باعث افزایش قرادادهای بلند مدت گازی و در نهایت اثبات قیمت LNG می شود.

سه متغیر تأثیرگذار در مصرف و شیوه­ی تقاضای انرژی در چین را می توان به اختصار چنین بیان کرد. اول اینکه درصد رشد سالانه­ی افزایش تقاضای انرژی چین نسبت به ۲۰ سال گذشته کاهش می یابد، دوم اینکه مقدار تولید ناخالص سالانه ی این کشور سیر نزولی خواهد داشت و سوم اینکه شدت انرژی چین کاهش می یابد.

تغییر در روند مصرف انرژی کشور چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده­ی انرژی جهان به صورت ملموسی در روند انرژی جهانی خود را نشان خواهد داد. این کشور بزرگترین منبع مصرف انرژی جهانی در ۲۰ سال گذشته بوده، اما در مصرف انرژی به یک الگوی پایدار دست پیدا کرده است که می تواند مصرف آتی انرژی جهانی را تحت تأثیر خود قرار دهد.

تقاضای انرژی چین با رشد ۲% سالانه خواهد بود که در مقایسه با مقدار ۶% رشد سالانه در ۲۰ سال گذشته سیر نزولی را نشان می دهد. قسمتی از این کاهش تقاضا به خاطر کاهش در مقدار رشد تولید ناخالص این کشور خواهد بود که مقدار میانگین ۵% در طول چشم انداز ۲۰۳۵ قابل پیش­بینی می باشد. این عدد نصف مقدار تولید ناخالص چین از سال ۲۰۰۰ تاکنون می باشد.

این کاهش تقاضا در انرژی همچنین بیانگر کاهش در شدت انرژی در این کشور به خاطر اینکه فعالیت های اقتصادی در چین از صنایع انرژی بر به سمت صنایع سبک و کم انرژی بر و یا فعالیت های خدماتی خواهد بود که این سیاست ها باعث افزایش بازدهی انرژی در چین خواهد شد.

پیش­بینی می­شود که در طول این چشم انداز ۲۰ ساله شدت انرژی چین به میزان ۳% در سال کاهش یابدکه سریعتر از میزان جهانی می باشد و به سمت مقدار شدت انرژی در آمریکا نزدیک می شود. (شکل ۵)

شکل ۵: روند تغییرات تقاضای انرژی چین، پیش بینی در کاهش شدت انرژی و تولید ناخالص و نهایتاً انرژی اولیه در بخش های مختلف اقتصاد چین از فاکتورهای مهم روند آینده انرژی کشور چین تا ۲۰۳۵ را تشکیل می دهد.

ذغالسنگ به عنوان منبع حاکم و غالب بر منابع تأمین انرژی چین که در ۴۰ سال گذشته حدود دو سوم کل انرژی این کشور را تأمین کرده است، تقاضا برای آن در انتهای این چشم انداز (سال ۲۰۳۵) از دو سوم به مقدار ۴۵% خواهد رسید.همچنین به احتمال زیاد سیاستهای کلی مجموعه انرژی چین در ۲۰ سال آینده تغییر زیادی خواهد داشت. نیروی محرک این موضوع تغییر در ساختار اقتصادی چین و تعهدات جهانی به سمت سوخت های پاک و با  کربن کم است.

بیشتر این کاهش در تقاضای ذغالسنگ با استفاده از منابعی چون انرژی های نو، انرژی هسته ای و هایدروپاور جبران می شود. این منابع جایگزین بیش از ۵۰% افزایش تقاضای انرژی چین در طول چشم انداز را جبران خواهند کرد. سهم منابع یاد شده در بالا (انرژی­های نو، هسته ای و هایدرپاور) در انتهای چشم انداز از ۱۲% در ۲۰۱۵ به ۲۵% در ۲۰۳۵ خواهد رسید. سهم گاز در انرژی اولیه چین افزایش شدید خواهد داشت و به مقدار ۱۱% از کل انرژی در سال ۲۰۳۵ خواهد رسید. (شکل ۶)

شکل ۶: حرکت چین به سمت مجموعه ای از انرژی های با کربن کم. مشاهده می شود که منابع انرژی جدید در ساختار انرژی چین در حال ظهور هستند. به نحوی که انرژی های نو، انرژی هسته ای و هایدروپاور به همراه گاز طبیعی بخش اصلی تقاضای آتی انرژی این کشور را تأمین خواهند کرد و مصرف ذغالسنگ به دلیل مسائل زیست محیطی در این کشور رو به افول خواهد بود.


[۱]
Battery Electric Vehicles

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *