حمله به چاههای نوروز دانش فنی مهار چاههای دریایی را در ایران بومی کرد

بخشنامه ای برای تمام فصول برون سپاری تعمیرات
بهمن ۳۰, ۱۳۹۷
سامانه تامین الکترونیکی کالای صنعت نفت (EP)چیست؟
اسفند ۵, ۱۳۹۷

حمله به چاههای نوروز دانش فنی مهار چاههای دریایی را در ایران بومی کرد

چگونه تجاوزی خارجی به فرصتی تاریخی مبدل شد ؟

گروه گفتگو چشم انداز نفت: دفاع هشت ساله ایران در برابر دشمن متجاوز که صحنه تبلور جانفشانی های بزرگی بود کمک شایانی هم به شناخت توانائی ها و توانمندیهای داخلی کرد.شاید در زمان جنگ آنچه که برای رفع مشکلات پیش رو انجام می گرفت حل مسائل عادی و روزه به حساب می آمد ولی گذشت زمان ثابت کرد آنچه که در همین روزها و شرایط بحرانی انجام شد ، ساختار مستحکمی بوجود آورد که پایه گذار رشد وتعالی بومی سازی و تولید دانش فنی در سالهای بعد از جنگ شد.
مهار چاههای نوروز که در اولین حمله عراق به سکوهای نفتی دریایی در آتش کینه دشمن می سوختند از همین دسته کارها بود که منجر به بومی شدن دانش فنی مهار چاههای دریایی شد. در خصوص نحوه مهار چاهها سخن زیاد گفته شده است اما اینکه چگونه این تجاوز به فرصتی تاریخی برای صنعت غواصی ایران مبدل شد موضوع گفتگوی چشم انداز نفت با ناصر ناصری نیا رئیس واحد برنامه ریزی و هماهنگی تعمیرات زیرآب شرکت نفت فلات قاره ایران شد که خود در تمامی عملیات مهار چاههای دریایی به دنبال حمله به سکوی نوروز تا سلمان و رسالت و رشادت و نصر حضور داشته است.با توجه به اینکه در شرایط فعلی شرکت های تولید کننده دریایی درگیر انجام تعمیرات سکوها و چاهها هستند ،این گفتگو پس از تاخیر یکماهه بدلیل مشغله کاری ایشان انجام گرفت.

گروه گفتگو چشم انداز نفت: عملیات مهار چاهها در زیرآب یک کار بسیار تخصصی بود که بنابر ضرورت و به دلیل حملاتی که به سکوهای نفتی ایران در دوران دفاع مقدس انجام گرفت نمود بیشتری پیدا کرد.آیا تا قبل از شروع جنگ تحمیلی هم تجربه انجام اینگونه عملیات تخصصی در ایران وجود داشت؟
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی در سال های ۵۷ تا ۶۰ شرکت های خارجی سرویس دهنده همانطور که در سایر فعالیت های حوزه صنعت نفت ایران حضور داشتند در بخش غواصی نیز کار می کردند و شرکت های کوچک و بزرگ خارجی که گاها از نیروهای ایرانی هم استفاده می کردند،عملیات غواصی مورد نیاز در حوزه نفت را انجام می دادند.البته نیروی دریایی ارتش هم یک بخش حرفه ای وتخصصی غواصی داشت که در بخش نظامی کار می کرد وگاها به حوزه نفت هم کمک می کرد.غواص های ایرانی در خارج دوره های آموزشی دیدند و بر گشتند که اولین آنها در سال ۱۹۵۴ از انگلیس فارغ التحصیل شد و هنوز هم به عنوان پیشکسوت در صنعت غواصی کشور حضوردارد.
این روند تا زمان اولین حمله عراق به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس یعنی حمله به سکوی نوروز ادامه داشت تا که این حمله پایه گذار یک تحول اساسی و بنیادین در صنعت غواصی ایران شد.

گروه گفتگو چشم انداز نفت: چگونه حمله ای که تاسیسات نفتی مارا هدف گرفته بود باعث تحول در حوزه غواصی شد ؟
آنروزها دامنه جنگ به سکو های نفتی کشیده شده بود که عملا توان دفاع از خود نداشتند و نیروهای درگیر در جنگ بخصوص نفتی ها که غیر نظامی بودند را در حوزه جدیدی درگیر کرده بود که کاملا با مشکلات دیگر تفاوت داشت ، ولی به نظر بنده آن حادثه تلخ نقطه عطفی برای صنعت غواصی و تعمیرات زیر آب ما شد و برای این حرفم دلیل دارم.ببینید تا آن زمان عملیات مهار چاههای دریایی آسیب دیده در انحصار یک شرکت آمریکایی بود که یک پدر و پسر آن را اداره می کردند و همه کاره اش هم همین دونفر بودند.و هر کجای دنیا که مشکلی برای چاههای دریایی پیش می آمد همین پدر و پسر عملیات مهار چاهها را انجام میدادند.
البته تا قبل از حمله عراق به سکوی نوروز در هیچ یک از جنگ ها اتفاقی به این گستردگی نیفتاده بود.چونکه در زمان جنگ های بزرگ دنیا عملیات تولید از چاههای دریایی چندان توسعه پیدا نکرده بود و فقط در دریای شمال (اولین تولید نفت در دریای شمال از میدان اکوچنک از سال ۱۹۶۸ در بخش نروژی شروع شد ) و خلیج مکزیک بود که نفت تولید می شد و آسیبی هم به چاهها نرسیده بود.در خلیج فارس هم اولین سکوی نفتی در بهرگانسردر سال ۱۳۳۸ نصب شد که چندین سال بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم بود.
طبیعی بود که وقتی موضوع حمله به سکوی نوروز اتفاق افتاد ، اولین گزینه همین پدر وپسر آمریکایی بودند.اما پاسخ این دو به درخواست ایران برای مهار چاههای نوروز جالب بود.جدای از پیشنهاد مالی که به جهت انحصاری بودن کار و رقیب نداشتن، رقم بسیار بالایی بود ، در خواست دیگر آن دو این بود که باید شخص اول مملکت یعنی امام خمینی (ره ) رسما از آنها برای مهار چاههای نوروز درخواست کند.که همین درخواست غیر منطقی سبب شد تا برای همیشه به انحصار آنها در مهار چاههای دریایی پایان داده شود.

گروه گفتگو چشم انداز نفت: عکس العمل مسئولین وقت به این درخواست چه بود ؟
هم مسئولین سیاسی کشور و هم مسئولین نفتی متفق القول شدند تا این کار توسط ایرانی ها انجام شود.اینجا دیگر صحبت از غرور ملی بود.با این دیدگاه پیشنهاد گستاخانه آن پدرو پسر آمریکایی قاطعانه رد شد و علیرغم اینکه سابقه انجام چنین کاری در کشور وجود نداشت همه نیروها برای یک کار بزرگ و ماندنی بسیج شدند.ابتدا برنامه فنی برای چگونگی مهار چاهها توسط گروه فنی شرکت نفت فلات قاره ایران ( که حالا تقریبا ساختارش شکل گرفته بود و عملیات تولید از چاههای دریایی ایران از چند شرکت خارجی به این شرکت تازه تاسیس واگذار شده بود) با همکاری یک گروه کاملا کارشناسی وفنی تهیه شد و متناسب با آن برنامه ، تجهیزات مورد نیاز برای نصب بر روی لوله های جداری ومغزی در اختیار گروه غواصی قرار گرفت. اینکه گروه می بایستی چندین لایه لوله جداری را برشکاری کنند و از سیمانهای پشت آنها نیز عبور کنند تا به لوله مغزی برسند و با نصب تجهیزات مسیر تولید و فوران چاهها را کنترل کنند بصورت کاملا مهندسی و دقیق مشخص شده بود اما نکته این بود که در اینحا دیگر دکل حفاری وجود نداشت بلکه تمامی این کارها باید توسط یک گروه غواصی انجام میشد که تا ان زمان تجربه انجام چنین کارهائی را نداشتند.هیچ کس مطمئن به انجام عملیات نبود.بخصوص اینکه چاهها در حال سوختن بودند و عراق هم مدام منطقه را بمباران می کرد.

گروه گفتگو چشم انداز نفت: گفته شد که یک گروه از پالایشگاه تهران که اصلا کارشان غواصی هم نبوده است در این عملیات شرکت داشته اند؟
یک گروه از پالایشگاه تهران آمده بودند که به آنها یک دوره بسیار فشرده کار در زیرآب آموزش داده شد که فکر می کنم یک عملیات هم انجام دادند که در حد Crimping و بستن شیر ایمنی سرچاهی از طریق انفجار زیرآبی و وارد کردن شوک شدید به چاه بود که بر روی یکی از چاهها انجام شد.ولی عرض کردم بصورت جدی وقتی گروه فنی و حفاری با ارائه روش کار مدون در کنار گروه غواصی قرار گرفت و تکنیک فنی چگونگی مهار چاهها به نفرات غواص آموزش داده شد ،موضوع مهار چاههای سکوی نوروز عملیاتی شد.که یک تیم خوب غواصی شامل افراد باتجربه و جوانترهای جسور و شجاع داوطلب شدند تااین کار سخت و طاقت فرسا اما ماندگار را به انجام برسانند.
مهار چاههای شماره ۶و۷و ۸ و ۹و ۱۰ سکوی نوروز و چاه C-16 سکوی سروش با این شرایط خاص که همه تاسیسات سرچاهی از بین رفته بود و فقط آخرین لوله جداری اش باقی مانده بود انجام شد.مدت زمانی هم که برای این کارها صرف شد متفاوت بود. از ۷۲ روز که برای مهار اولین چاه صرف شد تا ۷۲ ساعت که پس از مهار کامل چند چاه اعضای گروه دیگر کاملا به روش انجام کار مسلط شده بودند و خم وچم کارها را یادگرفته بودند و باتجربه شده بودند برای مهار چاههای دریایی.کما اینکه بعد از چند سال که حمله به سکوی رشادت اتفاق افتاد در کمتر از ۲۴ ساعت یکی از چاهها توسط همین گروه غواصی که ساختارش در مهار چاههای نوروز شکل گرفته بود ،بطور کامل مهار شد.

گروه گفتگو چشم انداز نفت: عملیات غواصی و تعمیرات زیردریا فقط برای کسانی قابل درک است که شرایط کار در دریا را تجربه کرده باشند.این گروه سختکوش چطور از ادامه عملیات ناامید نمی شدند؟فکر می کنم در حین کار بمباران ها هم ادامه داشت؟
دقیقا.فقط سختی کار در زیر آب و آتش اطراف چاهها نبود.عملیات لجستیک به سختی انجام می گرفت.کلیه وسایل و تجهیزات از فاصله دویست متری واز طریق اتصال یک کابل به سکو از طریق زیرآب به سکو منتقل می شد.شناورسنگین نمی توانست به سکو نزدیک شود.محل اسکان نفرات بر روی سکوی ابوذر در فاصله ۱۷ مایلی سکوی نوروز بود که هر روز باید چندین بار این مسیر طی می شد.مضاف بر اینها ،سکو در مسیر هواپیماهای جنگی عراق قرار داشت و هر نوبت که می خواستند خارگ را بمباران کنند ( تقریبا به تعداد روزهای جنگ تحمیلی یعنی ۲۴۵۰ بار خارگ توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد )از روی نوروز رد می شدند و اگر روزی نمی توانستند خارگ را بمباران کنند عقده شان را بر سر چاههای نوروز خالی می کردند.کما اینکه وقتی بچه های عملیات پس از یک تلاش چند هفته ای موفق به مهار چاه شماره ۸ شدند ، در آخرین روز مهار این چاه ،چاههای ۹و۱۰ مجددا بمباران شد که همان آتش معروف صلیبی آن تا جندین متری زبانه می کشید.
بله همین سختی ها که جان نفرات را تهدید می کرد بود ولی گروه عمل کننده به تنها چیزی که فکر نمی کردند حفظ جانشان بود و در تمامی این شرایط سخت حتی در زمان بمباران مجدد کار مهار چاهها تعطیل نشد و اینگونه نبود که بگویند حالا چون دوباره چاهها را زدند پس ما صبر کنیم تا اوضاع آرام شود. نه تحت هر شرایطی کار ادامه پیدا می کرد.بد نیست بدانید که در زمان اوج حملات عراق به سکوهای نفتی و بسته شدن چاهها تقریبا کسانی که کار کمتری در مناطق داشتند دو هفته کار می کردند و چهار هفته به استراحت می رفتند و لی نفرات غواصی و تعمیرات زیرآب جزء گروههایی بودند که نه تنها زمان کارشان کمتر نشد بلکه برخی نفرات تا ۷۰ روز در منطقه مانده بودند تا بلکه کار مشترکی را که شروع کرده بودند به پایان برسانند. در جریان جنگ و پس از آن ساختار این واحد به شدت تقویت شد.
گروه گفتگو چشم انداز نفت: چرا اینهمه اصرار بود برای اینکه این چاهها سریع مهار شود؟درست است که نفت یک منبع ملی است که نباید هدر برود ولی این حمله و آتش سوزی در آبراه بین المللی می توانست سند زنده و محکمی برای اثبات حمله دشمن به اهداف غیر نظامی باشد تا از این فاجعه بهره برداری دیپلماتیک شود.
ما حاضر نبودیم که به هر قیمتی و با هدر رفت منابع و ایجاد فاجعه زیست محیطی حقانیتمان را اثبات کنیم.نکته ای که نباید از آن غفلت کنیم این است که ایران حتی در شرایط جنگ هم خود را پایبند به قوانین و تعهدات بین المللی می دانست و این آتش سوزی عظیم به یک فاجعه زیست محیطی درمنطقه تبدیل شده بود.هرجند که ما هیچ نقشی در بوجود آمدن این فاجعه نداشتیم ولی دولت خود را موظف می دانست که به هر طریق ممکن این آلودگی را که تا سواحل بوشهر و خارگ در ایران و کشورهای کویت ،امارات ،قطر و عربستان در آنسوی خلیج فارس کشیده شده بود و تمامی دستگاههای تصفیه آب این کشور ها را مختل کرده بود ،از بین ببرد.
روی دیگر این ماجرا روحیه ای بود که پس ازپیشنهاد آن شرکت امریکائی پدر وپسر ایجاد شده بود که می خواستیم به دنیا نشان دهیم می توانیم این کار را بدون کمک خارجی ها انجام دهیم ،در فضائی که حتی در داخل هم خیلی ها باور نداشتند که این کار توسط متخصصان ایرانی انجام پذیر است.خاطرم هست روزی که عملیات مهار چاهها تمام شد یکی از نفرات گروه مهار چاهها پرچم ایران را در زیرآب تکان داد که در صدر اخبار و عکس ها قرار گرفت چون خارجی ها اصلا در باورشان نمی گنجید که ایرانی ها بتوانند بدون کمک از بیرون این کار بزرگ را انجام دهند.
گروه گفتگو چشم انداز نفت: اجازه بدهید اینگونه نتیجه گیری کنیم که حمله به سکوهای نوروز تهدیدی بود که با از خودگذشتگی و تلاش یک مجموعه جان برکف به فرصتی تاریخی تبدیل شد.این تجربه چه دستاوردی برای صنعت نفت ایران داشت؟
تجربه ای که بدست آمد کمترین دستاوردش این بود که وقتی در سال های ۶۵ تا ۶۷ که سکوهای سلمان ،رشادت ، رسالت و نصر مورد حمله قرار گرفت ، هر چاه در مدت زمان کمتر از ۴۸ ساعت از زیر دریا مهار شد که در دنیا سابقه نداشت. اگر تا آن روز فقط آمریکا در این بخش حرف اول را می زد، این تکنیک در اختیار غواصان ایرانی هم قرار و تیم های مهار چاههای دریایی ما تجربه و دانش و تخصص و علم را با هم بدست آوردند که این در دنیا بی تظیر است و این تجربیات ارزنده پس از گذشت سالها به گروههای جدید منتقل شده است.
گروه گفتگو چشم انداز نفت: آیا این تجریه ها بصورت سینه به سینه منتقل شده و یا اینکه بصورت روش کارهای استاندارد و تدوین شده در مراکز خاصی تدریس می شود؟
جدا از انتقال تجربیات از نفرات قدیمی به جوانتر که خصلت صنعت نفت و روش خوبی برای آموزش نیروهای جوانترمی باشد ولی آنچه که در مهار چاههای نوروز حاصل شد همه مکتوب شده و در مرکز آموزش محمودآباد کلاسه شده تدریس می شود. هم چنین چند سالی است که یک مرکز تخصصی غواصی و تعمیرات زیرآب را در لاوان دایر کرده ایم که بخشی از آنهم آموزش چگونگی مهار چاهها در زیرآب است که در این دوره ها با استفاده از سیمیلاتوری که طراحی شده عملا نیروهای تحت آموزش یاد می گیرند که چگونه یک چاه را مهار کنند.آنچه ما در لاوان داریم در هیچ یک از مراکز آموزشی معتبر اروپا ، آفریقای جنوبی و کشورهای منطقه که بازدید کرده ایم وجود ندارد. در آن مراکز فقط غواص پرورش داده می شود و برای مهار و کنترل چاهها دوره خاصی وجود ندارد.شاید بصورت تئوری چند واحد بگذرانند و لی به این صورت عملی در هیچ کجا وجود ندارد.
در دنیا گروه IMCA(International Marine Contractor Association ) سازمانی است که روش اجرائی دریایی ارائه می دهد ولی قانون وضع نمی کند. در هیچ یک از دوره های این سازمان روش اجرائی برای عملیات تعمیرات زیرآب گفته نشده ولی ما در لاوان این روش های اجرائی استاندارد شده بومی را ارائه می کنیم و جالب اینکه IMCA که یک مرجع جهانی در این حوزه است مارا به عنوان یک آموزشگاه منطقه ای (Local ) می شناسد که از نظر آنها هنوز نتوانسته ایم تاییدیه های مدنظرشان را بگیریم. ما در همین آموزشگاه LOCAL مدعی هستیم که با یک دوره آموزشی ۸۴ روزه یک غواص تربیت می کنیم که به اندازه یک غواص با سابقه پنج سال کار تجربه دارد. به خاطر اینکه آموزش ها در یک محیط کاملا صنعتی ارائه می شود و در شرایط عملیاتی واقعی نفرات آموزش می بینند.
برای مثال اتفاقی که در خلیج مکزیک افتاد نشان داد که چقدر کشور ها در مهار چاههای دریایی ضعیف هستند.در آن بحران هر آنچه انجام شد سعی وخطا بود که باصرف کلی هزینه از بحران خارج شدند.
گروه گفتگو چشم انداز نفت: البته آنجا عمق آب زیاد بود و تکنولوژی خاص خودش را طلب می کرد.
قبول دارم ولی استفاده از روش سعی وخطا هم چندان در این شرایط قابل قبول نیست.خوشبختانه ما در خلیج فارس عمق بیشتر از ۱۰۰ متر نداریم و برای همین شرایط آمادگی کامل برای هرگونه عملیات برروی تاسیسات زیر آبی وجود دارد که فقط محدود به مهار چاههای نفت وگاز نمی شود.مثلا برای مهار نشتی یک خط لوله انتقال نفت که در زیر بستر دریا در عمق ۴۲ متری قرار داشت یکی از گروههای تعمیرات زیرآب شرکت نفت فلات قاره ایران فقط ۷۲ ساعت وقت صرف کرد تا نشتی بطور کامل مهار شد.
گروه گفتگو چشم انداز نفت: با توجه به انجام عملیات حفاری در آبهای عمیق دریای خزر آیا این توانایی در گروههای غواصی داخل کشور وجود دارد که درصورت نیاز بتوانند در آن عمق ها هم فعالیت کنند؟
غواصی در عمق بالاتر از ۱۰۰ متر کار آسانی نیست و اصلا به این راحتی ها هم امکانپذیر نیست. گروه های ما همانطور که گفتم فقط تا عمق های کمتر از ۱۰۰ متر را تجربه کرده اند.هرچند که پتانسیل وجود دارد که به عمق های بیشتر هم دسترسی پیدا کنند ولی نیاز به ابزار و تکنولوژی های خاصی دارند که فعلا به آنها دسترسی نداریم. ولی باید به فکر باشیم که اگر خدای نکرده در حین عملیات حفاری در دریای خزر اتفاقی افتاد بتوانیم آن را کنترل کنیم.
با تشکر از وقتی که در اختیار
ماهنامه چشم انداز نفت قرار دادید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *